توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263827
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
پرسش :
منظور از «دابة الارض» در سوره نمل چیست؟
پاسخ :
شرح پرسش:
تفسیر آیه 82 سوره نمل چیست؟ و منظور از دابة الارض (جنبنده زمینی) در این آیه چیست؟
پاسخ :
آیات قبل از آیه 82 سوره نمل، سخن از کفّاری بوده که با بى صبرى انتظار وقوع قیامت را داشتند و به پیامبر مىگفتند: چرا این عذاب ها را که به ما وعده مى دهى دامن ما را نمى گیرد؟! چرا قیامت بر پا نمى شود؟! خداوند با چند آیه از جمله آیه 82 سوره نمل اشاره به قسمتى از حوادثى دارد که در آستانه رستاخیز صورت مى گیرد، و سرنوشت دردناک این منکران لجوج را مجسّم مى سازد.[1] خداوند در آیه شریفه می فرماید: «هنگامى که فرمان عذاب فرا مى رسد و آنها در آستانه رستاخیز قرار مى گیرند، جنبنده اى را از زمین، براى آنان خارج مى کنیم که با آنها سخن مى گوید، و سخنش این است که مردم به آیات خدا ایمان نمىآورند».[2]
منظور از «وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ» در آیه، وقوع رستاخیز و حضور نشانه هاى آن است، نشانه هایى که با مشاهده آن هر کس خاضع و تسلیم مى شود و یقین پیدا مى کند که وعده هاى الاهى هم حق بوده و قیامت نزدیک است.[3]
واژه «دابة»، از نظر معنا، جنبنده ای است که قابل اطلاق بر انسان و غیر انسان است.[4] امّا در این که «جنبنده زمینى» در آیه شریفه چه موجودی است و برنامه و رسالت او چگونه است؟ قرآن به صورت سربسته بیان کرده و مى گوید: موجود متحرّک و جنبنده اى است که خدا او را از زمین در آستانه رستاخیز، ظاهر مى سازد. او با مردم سخن مى گوید و سخنش این است که مردم به آیات خدا ایمان نمى آورند. بدیهى است با آن شرایط که در آن زمان رخ خواهد داد و کلامی که «دابّة الارض» می گوید، منکران به خود مى آیند و از گذشته تاریک خویش پشیمان مى شوند، ولى چه سود که راه بازگشت بسته است.
درباره جزئیّات و ویژگی های «دابّة الأرض» در روایات و منابع تفسیری، مطالبی گفته شده که برخی از آنها را بیان می کنیم:
1. گروهى آن را یک موجود جاندار و جنبنده غیر عادى از غیر جنس انسان دانسته و معتقدند مصداق این کلمه همان حیوان است.[5] در بعضی از روایات نیز از او با شکلى عجیب یاد شده و ویژگی های مختلفی را برای او ذکر کرده اند.[6]
2. جمعى دیگر به پیروى از روایات متعدّد دیگری که در این زمینه وارد شده او را یک انسان مى دانند، یک انسان فوق العاده، یک انسان متحرّک و جنبنده و فعال که در آخر الزمان ظاهر مى شود و یکى از کارهاى اصلیش جدا ساختن مسلمانان از منافقان و علامت گذارى آنها است.[7]
برخی از مفسّران نیز با استناد به روایاتی که در ذیل آیه شریفه آمده، قول دوم را پذیرفته اند؛ و در تأویل آن به روایاتی تمسّک کرده اند که دابة الارض را، شخص امام على (ع) می داند.[8]
گفتنی است احادیث دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که مى توان از «دابة الارض» مفهوم کلى ترى را استفاده کرد که بر هر یک از پیشوایان بزرگ که در آخر زمان قیام و حرکت فوق العاده مى کنند و حق و باطل و مؤمن و کافر را از هم مشخص مى سازند، منطبق شود.[9]
پی نوشت:
[1] . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 15، ص 547، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1374 ش.
[2] . نمل، 82: «إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ».
[3] . تفسیر نمونه، ج 15، ص 547.
[4] . قرشى، سید على اکبر، احسن الحدیث، ج 1، ص 29، بنیاد بعثت، تهران، 1377ش.
[5] . صادقى تهرانى، محمد، البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، ص 384، نشر مؤلف، قم، چاپ اول، 1419ق.
[6] . ابوالفتوح رازى، حسین بن على، روض الجنان و روح الجنان فى تفسیرالقرآن، ج 15، ص 73، تحقیق: یاحقی، محمد جعفر، ناصح، محمد مهدی، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1408 ق.
[7] . تفسیر نمونه، ج 15، ص 552.
[8] .حسینى استرآبادى، سید شرف الدین على، تأویل الآیات الظاهرة، ص 399 و 400، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1409 ق؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 39، ص 243،دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
[9] . تفسیر نمونه، ج 15، ص 554.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
پرسش :
تفسیر «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ» چیست؟
پاسخ :
ترجمه آیه شریفه: «(پروردگارا!) تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مىجوییم». [1]
عبادت خدا ارائه و نشان دادن مملوکیّت خود به پروردگار است. [2] استعانت، طلب معونت و عَون است [3] و عون به معنای مطلقِ نصرت و یاری کردن است. [4]
آیات ابتدایی سوره حمد سخن از توحید ذات و صفات مى فرماید و در آیه شریفه «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ»، سخن از توحید عبادت و توحید افعال است. توحید عبادت آن است که هیچ کس و هیچ چیز را شایسته پرستش جز ذات خدا ندانیم تنها به فرمان او گردن نهیم، و از بندگى و تسلیم در برابر غیر ذات او بپرهیزیم. توحید افعال آن است که تنها مؤثر حقیقى را در عالم او بدانیم، نه اینکه دنبال سبب نرویم، بلکه معتقد باشیم هر سببى که تأثیرى دارد به فرمان خدا است. [5] این تفکّر و اعتقاد انسان را از همه کس و همه موجودات بریده و تنها به خدا پیوند مى دهد. [6]
امام رضا(ع) می فرماید: «إیّاک نعبد»، ابراز رغبت و تقرّب جستن عبد به سوى خداى تعالى و اظهار اخلاص در عمل براى او است و نه غیر او، و «إیّاک نستعین»، درخواست توفیق و عبادت زیاد از خدا و درخواست ادامه نعمت هاى داده شده و یارى خداوند است. [7]
چند نکته تفسیری: [8]
1. تنها خداوند شایسته و بایسته پرستش است و تنها حقیقتى که شایسته یارى جستن مى باشد، خداوند است. [9]
2. با توجّه به آیات پیشین که در بردارنده اعتقادات انسان بوده و در این آیه بیان عمل انسان یعنی پرستش است می توان به دو نتیجه رسید، اول این که اندیشه هاى آدمى، پایه و اساس اعمال و رفتار او است، دوم این که ربوبیت خدا بر هستى، رحمانیت و رحیمیّت او و مالکیّتش بر روز قیامت، دلیل شایستگى او براى پرستش است. [10]
3. نادیده انگاشتن خویش در محضر خدا، از آداب پرستش او است. به کارگیرى «ما» به جاى «من» گاهى براى اظهار عظمت است و گاهى براى پرهیز از انانیت و خودبینى. قرینه هاى کلامى تعیین کننده مراد است و در این جا به مناسبت عبودیت، پرهیز از انانیت و خودبینى مقصود است. لذا «نعبد» به صورت متکلم مع الغیر آمده است.
4. انسان در پرستش خدا و خلوص در آن، نیازمند امداد الاهى است. متعلق «نستعین» همه وظایفى است که از سوره حمد مى توان استفاده کرد و از آنها لزوم یکتا پرستى است که از «إیّاک نعبد» به دست مى آید.
5. انسان در عین دارا بودن اختیار در عبادت خدا، بدون اعانت او بر انجام آن توانا نیست، [11] و نیازمند یارى خداوند در تمامى امور خویش است.
پی نوشت:
[1] . فاتحه، 5.
[2] . ر.ک: نمایه های «شیوه های عبادت»، http://islamquest.net/fa/archive/question/9418 ؛ «عبادت برای خود یا خدا؟»، http://islamquest.net/fa/archive/question/389 ؛ «درجات عبادت و حضور قلب»، http://islamquest.net/fa/archive/question/14486 .
[3] . بستانى، فؤاد افرام - مهیار، رضا، فرهنگ ابجدى، ص 60، واژه «اسْتِعَانَة»، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، 1375ش.
[4] . فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 2، ص 253، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، 1410 ق؛ جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج 1،ص 425، نشر اسراء، قم.
[5] . ر.ک: نمایه های «مراتب توحید»، http://islamquest.net/fa/archive/question/3445 ؛ «خدا و صفات ثبوتی و سلبی»، http://islamquest.net/fa/archive/question/2859 .
[6] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج1، ص 42 و 43، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.
[7] . شیخ صدوق، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج 1، ص 310، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ دوم، 1413 ق.
[8] . هاشمی، علی اکبر، تفسیر راهنما، ج 1، ذیل آیه 5، سوره حمد، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، قم، (با اندکی تصرّف و ویرایش).
[9] . تقدیم مفعول «إیاک» بر فعل «نعبد» و «نستعین» دلالت بر حصر دارد.
[10] . با توجه به آیات ابتدایی سوره حمد تا آیه مورد بحث: « رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم الدین. إیاک نعبد» .
[11] . با توجه به معنای ایاک نستعین.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
پرسش :
کدام یک از آیات قرآن مجید، دعا و یا در حکم دعا هستند؟
پاسخ :
آیاتی که در قرآن مجید در آن از خداوند متعال طلب و درخواستی صورت گرفته است، دعا و در برخی موارد حکم دعا را دارند. چه در ابتدای آنها واژه «ربّنا»، «اللهم» و... باشد، یا نباشد. هر یک از دعاهای وارده در قرآن در بردارنده موضوعی خاص و بیانگر درخواست و نیاز از خداوند متعال است. شخص دعا کننده نیز در قرآن متفاوت است؛ گاه انسانی از صالحان و پیامبران است و گاه منافقی و اهل دوزخی که برای نجاتش از عذاب دعا می کند؛ گاهی شخصی برای خود و گاهی برای دیگران دعا می کند و در برخی موارد، خداوند خود دعایی را به پیامبرانش دستور می دهد. حال با نگاه به هریک از این موضوعات و درخواست ها، دسته ای از این دعاها در زیر ذکر می شود:
1. دنیا و آخرت: «و اکتُب لَنا فى هـذِهِ الدُّنیا حَسَنَةً و فِى الأخِرَةِ»، [1] و « رَبَّنا ءاتِنا فِى الدُّنیا حَسَنَةً و فِى الأخِرَةِ حَسَنَةً و قِنا عَذابَ النّار». [2]
2. توفیق برپایی نماز: « رَبِّ اجعَلنى مُقیمَ الصَّلوةِ و مِن ذُرِّیَّتى رَبَّنا و تَقَبَّل دُعاء». [3]
3. قرار گرفتن در زمره بندگان صالح خدا : «رَبِّ هَب لى حُکمـًا و اَلحِقنى بِالصّــلِحین». [4]
4. درخواست کمک و یاری از خداوند در برابر دشمنان: « رَبِّ انصُرنى بِما کَذَّبون »، [5] «فدَعا رَبَّهُ اَنّى مَغلوبٌ فَانتَصِر» [6] و «ر بَّنا اَفرِغ عَلَینا صَبرًا و ثَبِّت اَقدامَنا و انصُرنا عَلَى القَومِ الکـفِرین» . [7]
5. بهره مندی از علم و حکمت: « رَبِّ زِدنى عِلمـا» . [8]
6. آمرزش گناهان خود، پدر و مادر و مؤمنان: « رَبَّنَا اغْفِرْ لی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ » [9] و « رَبَّنَا اغفِر لَنا و لاِخونِنَا الَّذینَ سَبَقونا بِالایمـنِ ». [10]
و دعاهای دیگری نیز در قرآن کریم هست که می توان به آنها مراجعه کرد و در مواقع دعا مانند قنوت نماز خواند، مانند: دعا برای هدایت، [11] همسر و فرزندان، [12] نجات از فتنه، [13] قبولی اعمال. [14]
پی نوشت:
[1] . اعراف، 156: «و براى ما، در این دنیا و سراى دیگر، نیکى مقرّر فرما».
[2] . بقره، 201: «پروردگارا! به ما در دنیا (نیکى) عطا کن! و در آخرت نیز (نیکى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!».
[3] . ابراهیم، 40 : «پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذیر!».
[4] . شعراء، 83 : «پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!».
[5] . مؤمنون، 26: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیب هاى آنان یارى کن!».
[6] . قمر، 10: «او به درگاه پروردگار عرضه داشت: من مغلوب (این قوم طغیانگر) شدهام، انتقام مرا از آنها بگیر!».
[7] . بقره، 250 : «پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایى فرو ریز، و گامهایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان».
[8] . طه، 114 : «پروردگارا! علم مرا افزون کن!».
[9] . ابراهیم، 41 : «پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا مىشود، بیامرز!».
[10] . حشر، 10 : «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز».
[11] . حمد، 6؛ آل عمران، 8.
[12] . فرقان، 74.
[13] . ممتحنه، 5 .
[14] . بقره، 127 .
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
پرسش :
نام حضرت عیسی چند بار در قرآن آمده است؟
پاسخ :
نام حضرت عیسی (ع) 23 بار در قرآن کریم آمده که عبارت است:
1. بقره، آیات: 87،136،253.
2. آل عمران، آیات: 45، 52، 55، 59 و 84.
3. نساء، آیات: 157، 163، 171.
4. مائده، آیات: 78، 110، 112، 114، 116.
5. انعام 85.
6. مریم، 34.
7. احزاب، آیه 7.
8. شوری، آیه 13.
9. زخرف، آیه 63.
10. صف، آیات: 6 و 14.
همچنین لفظ مسیح نیز که از القاب حضرت عیسی است، 11 بار در قرآن ذکر شده است: آل عمران، آیه 45، نساء، آیات 157، 171 و 172، مائده، آیات 17، 72 و 75، توبه، آیات 30 و 31.
و در دو سوره نیز با عنوان «ابن مریم» آمده است: مؤمنون، 50، زخرف، 57.
گفتنی است که بیشتر یا کمتر ذکر شدن نام پیامبری از پیامبران الاهی در قرآن نشانه بیشتر اهمیت داشتن و یا کمتر اهمیت داشتن مقام آن پیامبر در نزد خدا نیست، بلکه بیانگر نکاتی آموزنده است.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
پرسش :
در کدام آیه قرآن حکم نماز شب پیامبر (ص) آمده است؟
پاسخ :
دستور به قیام برای نماز شب در مورد پیامبر در چند جای قرآن آمده است. از جمله در سوره ی مزمل خداوند به پیامبر می فرماید: شب را ـ جز کمی ـ به پا خیز[1]، گر چه مخاطب در آیات مذکور پیامبر اکرم (ص) است ولی ذیل سوره نشان می دهد که مؤمنان نیز در این برنامه با شخص پیامبر(ص) همگام بودند حال این قیام شب در اوایل دعوت پیامبر (ص) بر همگان واجب بوده است یا نه؟ «بعضی از مفسران معتقدند این امر در ابتدا بر همگان واجب بوده بعداً آیه ی آخر همین سوره این حکم را نسخ کرده و این در فاصله ای حدود یک سال بوده است. ولی همان گونه که مرحوم طبرسی می فرماید: در ظاهر آیات این سوره چیزی که دلیل بر نسخ باشد، به چشم نمی خورد و بهتر است که گفته شود این قیام عبادت مستحب و سنت مؤکد بوده و هرگز جنبه ی وجوب نداشته جز در مورد شخص پیامبر اکرم (ص)[2]».
آیه ی دیگری که بر وجوب نماز شب برای پیامبر اکرم (ص) دلالت می کند آیه 79 از سوره إسرا است. خداوند در این آیه می فرماید: «قسمتی از شب را تهجد کرده و نافله بخوان امید است که پروردگارت تو را به مقام بسندیده ای برساند.»[3]
پی نوشت:
[1] مزمل، 1و2. یَأَیهَُّا الْمُزَّمِّلُ*قُمِ الَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا
[2] تفسیر نسیم حیات، تفسیر جزء، 3، 29، ص 153؛ تفسیر کشاف، ج 2 و 1 ص 644.
[3]إسرا، 79،وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسىَ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا محَّْمُودًا
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
پرسش :
کلمه «نزّلنا» با «انزلنا» چه تفاوتی از نظر مفهوم دارند؟
پاسخ :
کلمات «نزّلنا» و «انزلنا»، هر دو از ریشه «نزل» به معنای «فرود آمدن از بلندی» هستند، [1] امّا با توجّه به این که «نزّلنا» به باب تفعیل (تنزیل) و انزلنا به باب افعال (انزال) رفته، گرچه خصوصیت هر دو باب، متعدی کردن فعل لازم است، اما می توان معنای دقیق تری را برای تفاوت میان دو باب در نظر گرفت که در بیان این تفاوت از جهت مفهومی به سه بیان از مفسران بسنده می شود:
1.«تنزیل» در جایی است که نازل کردن دفعی نباشد، بلکه تدریجى باشد؛ ولى «انزال» اعمّ است، و به انزال تدریجى و دفعى اطلاق مى شود(عام و خاص مطلق). [2]
2. «تنزیل» در جایی است که نازل کردن تدریجى باشد، ولی «انزال» فقط بر نزول دفعى اطلاق می شود(تباین). [3]
3. واژه «نزول» به معناى «پائین آمدن و وارد شدن از نقطه بلند» است، و فرق میان «انزال» و «تنزیل» این است که انزال به معناى نازل کردن دفعى و یک پارچه است، و تنزیل به معناى نازل کردن تدریجى است. [4]
پی نوشت:
[1] . فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج7، ص 367، انتشارات هجرت، چاپ دوم، قم، 1410 ق.
[2] . « و الفَرْقُ بَیْنَ الإِنْزَالِ و التَّنْزِیلِ فی وَصْفِ القُرآنِ و الملائکةِ أنّ التَّنْزِیل یختصّ بالموضع الذی یُشِیرُ إلیه إنزالُهُ مفرَّقاً، و مرَّةً بعد أُخْرَى، و الإنزالُ عَامٌّ»؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودى، ص 799، دارالعلم الدار الشامیة، چاپ اول، دمشق بیروت، 1412 ق.
[3] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 19، ص 370، ناشر دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
[4] . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، ج 2، ص 18، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
منبع:islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 25 تیر 1396 ساعت: 1:04 PM
پرسش :
سن افراد در جهنم و بهشت چقدر خواهد بود؟
پاسخ :
تغییر شکل و شمایل انسان ها با تغییر سن و سال از موضوعات مربوط به این دنیا است، اما جهان آخرت به ویژه بهشت این گونه قابل تصویر نیست که انسان ها شکل و قیافه های مختلف مثلاً گروهی کودک، عده ای میان سال، برخی پیر و... باشند. حتی اگر معتقد باشیم که جهان آخرت نیز مادی است، اما در هر حال سن و سال با آن تصوری که اکنون از آن داریم برای بهشتیان وجود ندارد. آنچه از روایات برمی آید، این است که مؤمنانی که وارد بهشت می شوند به صورت انسان های جوان و زیبا هستند: "یدخلون الجنة شبابا منورین و قال إن أهل الجنة جرد مرد مکحلون"؛[1] بهشتیان مانند جوانانی زیبا و نورانی وارد بهشت می شوند. به عبارت دیگر، آنان دائما در بهترین شکل و حالت هستند که گذر زمان در این شادابی تأثیری نخواهد داشت.
در قرآن کریم آن جا که از همسران پاک بهشتى سخن به میان آمده، مىگوید: نزد بهشتیان همسرانى است که فقط چشم به شوهرانشان دوختهاند، همگى جوان و با شوهران خود هم سن و سال اند: "وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ".[2]
"اتراب" به معناى "م سن و سال"، یکی از توصیفات براى زنان بهشتى نسبت به همسرانشان است؛ چرا که توافق سنى جاذبه را میان دو همسر افزون مىکند، و یا توصیفى است براى خود آن زنان که همه آنها هم سن و سال و جوانند.[3] به بیان دیگر؛ هیچ یک در معرض اختلاف جوانى، پیرى و فرسودگى قرار نخواهند گرفت، نه کودک اند و نه پیر و فرسوده.[4]
پی نوشت:
[1] ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج 1، ص 148، مؤسسه انتشارات علامه، قم، 1379ق.
[2] ص، 52.
[3] مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 19، ص 317، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج 5، ص 318، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1404 ق.
[4] ابن عجیبه، احمد بن محمد، البحر المدید فى تفسیر القرآن المجید، تحقیق، قرشى رسلان، احمد عبدالله، ج 5، ص 36، ناشر زکى، حسن عباس، قاهره، 1419 ق؛ تفسیر الصافی فیض کاشانى، ملا محسن، تفسیر الصافى، تحقیق، اعلمى، حسین، ج 4، ص 306، انتشارات الصدر، چاپ دوم، تهران، 1415 ق.
منبع:islamquest.net
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
90919293949596979899>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


